دختری لاغر الاغی مینیاتوری دارد. مدت زیادی طول کشید تا آن را حل کرد. اما سیاه پوست فرصتی برای صبر کردن نداشت. بعد از عمل بادکنک، پیچ و مهرهاش را دقیقاً در خرخر جوجه فرو کرد. نمیدانم او در چه شرایطی قرار داشت، اما فکر میکنم او عالی بود. بعد از آن پتک در الاغ، فرو رفتن در بیدمشک او مانند یک تعطیلات بود. و چرا آن دختر سبزه از پسرهای سیاه پوست خوشش می آید؟ آیا آنها دیک شیرین تری دارند یا اسپرم خوشمزه تر؟
آره، خوابیدن در هواپیما - شیک است! و با یک غریبه این یک انفجار است. به علاوه، همه شرایط برای آن مساعد بود. و او فردی ریسک پذیر است و از این چیزها خوشش می آید. دیک همسفر هم جدی بود و به سختی از شکاف او گذشت. او را مثل شیشلیک به سیخ میکشید - فکر میکنم اگر پسر سومی میآمد، این بلوند هم به او فشار خوبی میداد. پرواز موفقیت آمیز بود!